تبلیغات
log
دنیای عاشقانه ها - مطالب مهر 1392

دنیای عاشقانه ها

عاشقانه ها را پایانی نیست...

موفقیت یعنی

http://8pic.ir/images/lkthl9y9vvigbvx0d9t.jpg              

موفقیت یعنی از مخروبه های شکست،کاخ پیروزی ساختن.   

موفقیت یعنی از ناممکن ها،ممکن ساختن.

موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه داشتن.

موفقیت یعنی با آرامش زیستن.

موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی نگرفتن.

موفقیت یعنی از تجارب انسان های موفق درس گرفتن.

موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار نکردن آن.

موفقیت یعنی با شرایط مختلف خود را وفق دادن.

موفقیت یعنی تکیه گاه بودن برای دیگران.

موفقیت یعنی قدردان بودن.

موفقیت یعنی خسته نشدن از مبارزه با دشواری ها.

موفقیت یعنی خندیدن به آنچه دیگران مشکلش می پندارند.

موفقیت یعنی توانایی دوست داشتن.

موفقیت یعنی عاشق زندگی بودن.

موفقیت یعنی صبور بودن.

موفقیت یعنی حفظ خونسردی در شرایط دشوار






طبقه بندی: دلنوشته ،
[ شنبه 27 مهر 1392 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

طنز با ایام امتحانات




طبقه بندی: طنز،
[ شنبه 27 مهر 1392 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

الهی! آنچنان غرق دریای غربت مان نکن
الهی !
آنچنان غرق دنیای غربت مان نکن؛

که به سوی هر خاشاک عاطفه ای دست نیاز دراز نکنیم





طبقه بندی: عاشقانه، دلنوشته ،
[ شنبه 27 مهر 1392 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

مرز جنون

کلماتم را 

در جوی سحر می‌شویم 

لحظه‌هایم را 

در روشنی باران‌ها 


تا برای تو شعری بسرایم، روشن 

تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام 

سخنانم را 

در حضور باد 

این سالک دشت و هامون 

با تو بی‌پرده بگویم 

که تو را 

دوست می‌دارم تا مرز جنون 





طبقه بندی: شعر ،
[ سه شنبه 23 مهر 1392 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

گفتی بارانم

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها
یک عالم گله و خدایی بی ادعا
گم شده بودم میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم

 

صدایت در گوشم پیچید
نگاهت در چشمانم نقش بست
نشان دادی به من آنچه بودم
آری، با تو رسیدم من به اوج خودم

 
نامم را خواندی.. گفتی بارانم
بارانی شد دل و چشمانم
آری بارانی شدم تا ببارم
اما ای کاش بدانی تویی آسمانم

 
بی تو نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود به منی
بگو تا آخر راه با من هم قدمی






طبقه بندی: شعر ،
[ یکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

یکی بود یکی نبود...
وقتی عاشقم بود من دوسش نداشتم حالا که من
عاشقشم اون دوسم نداره حالا میفهمم چرا اول

قصه ها میگن...............
  یکی بود یکی نبود....





طبقه بندی: دلنوشته ، عاشقانه،
[ یکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

رفاقت تعطیل

ای رفیق به کدام گناه ناکرده تازیانه میزنی بر اعتمادم؟

زود زیر پایم را خالی کردی .....

سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدنه زهر نامردییت را.....

خنجری از پشت بر قلبم فرو رفت.....

پشت سرم را نگاه کردم کسی جز تو نبود  (رفیق)





طبقه بندی: دلنوشته ،
برچسب ها:رفاقت،
[ یکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

شهادت مظلومانه امام محمد باقر«ع» تسلیت باد

http://www.yasgroup.ir/wp-content/uploads/2012/12/veladate-emam-bagher-yasgroup.ir-27.jpg


ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند

امروز با زهر جفا بار سفر بند

ای عمر از دامان صبرم دست بردار

ای زهر در این سینه هرچه هست بردار

من با عطش پیشینه ای دیرینه دارم

از تشنگی هفتاد و دو آئینه دارم

من حضرت خون خدا را نور عینم

من پور آن لب تشنه ام سبط الحسینم

من پنجمین دردانۀ پیغمبر استم

نجل حسن نسل شریف کوثر استم

من میوۀ باغ امیر المومنینم

من غنچۀ دامان زین العابدینم





طبقه بندی: مذهبی و شهادت،
برچسب ها:شهادت،
[ یکشنبه 21 مهر 1392 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

مجموعه ای از تصاویر عاشقانه



 







طبقه بندی: تصویر،
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

سری جدید عکس های متن دار









طبقه بندی: تصویر،
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

دانلود آهنگ زیبای شرم از رضا صادقی
شاید این آهنگ ربطی به دنیای ادبیات نداشته باشد ولی خواستم تنوعی در وب سایت ایجاد شده باشد.

این یکی از بهترین آهنگ های رضا صادقی






طبقه بندی: دانلود آهنگ،
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

داستان جالب گنجشک
گنجشکی با عجله و تمام

توان به آتش نزدیک می شد

! و برمی گشت پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه

آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می

ریزم .. گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد

است و این آب فایده ای ندارد گفت :

…شاید نتوانم آتش را خاموش کنم

، اما

آن هنگام که خداوند می پرسد :

زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

پاسخ میدم :

هر آنچه از من بر می آمد!!!!





طبقه بندی: داستان و حکایت،
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ MORTEZA. MA7 ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]